سلام وسپاس حمید عزیز
عکس خوبیه وادیت خیلی خوب صرفنظر از شارپنس زیادی.
خطای ادراک باعث میشه خیلی ها عکس رو در نگاه سطحی نبینند که چه اتفاقی در ادیت افتاده اما کار جالبی بود زیرکانه تبریک میگم.
ولی من این کادر رو با ته مانده ذهنی ونامگذارییت افقی دیدم
حمید عزیز از این که تلاش برای رسیدن به عکس های خانوادگی آرام می کنی بسیار لذت می برم. عکس خوبی رو به وجود آوردی. و از نوع فیگور این خانواده محترم خوشم آمد. هر چند که همجنس های آن ها در سرزمین سبز آرامشی ندارند و شیرشان را ارزان می خرند. و لی خوب، همین که در ایران یک خانواده آرام رو می بینم خوشحال ترم.مرسی و باز هم تشکر.
من با نظر یکی از دوستان موافقم کادر عمودی از نظر ادراکی مفهوم ارامشو نمی رسونه در ضمن این گاو محترم حالت گارد داره انگار الان قراره به عکاس عمله بشه من (این گروه خشن) رو مناسب تر می دونم در کل عکس زیبایی است ممنون
چه ترفند جالبي و جالبتر اينكه همشون دارن به دوربين نگاه مي كنن !
اين مجموعه عكستو خيلي دوست دارم . كلا يه آرامش خاصي داره .
منم در مورد كادر با نظر دوستان موافقم .
انتخاب اسمت واسه عكسا تك و عاليه .
مرسي
سلام برادر.خستگی نداشته باشی.هم در مورد عنوان هم در مورد ادیت عالیه.ممنون برادر.این صادق هنوز یه جورایی شیتونه تو کامنت گذاشتناش انگاری. عیب نداره بیام مشهد.
Comments
سلام وسپاس حمید عزیز
عکس خوبیه وادیت خیلی خوب صرفنظر از شارپنس زیادی.
خطای ادراک باعث میشه خیلی ها عکس رو در نگاه سطحی نبینند که چه اتفاقی در ادیت افتاده اما کار جالبی بود زیرکانه تبریک میگم.
ولی من این کادر رو با ته مانده ذهنی ونامگذارییت افقی دیدم
Posted by: مهدی مصباحی | October 6, 2009 03:34 AM
حمید عزیز از این که تلاش برای رسیدن به عکس های خانوادگی آرام می کنی بسیار لذت می برم. عکس خوبی رو به وجود آوردی. و از نوع فیگور این خانواده محترم خوشم آمد. هر چند که همجنس های آن ها در سرزمین سبز آرامشی ندارند و شیرشان را ارزان می خرند. و لی خوب، همین که در ایران یک خانواده آرام رو می بینم خوشحال ترم.مرسی و باز هم تشکر.
Posted by: سعید | October 6, 2009 08:19 AM
عالي شده اديت خيلي خوب ومرسي از عنوان .فقط به نظرم اگه كادر شم افقي ميگرفتي بهتر بود
Posted by: محمد اديبي | October 6, 2009 10:13 AM
جمله ارامش گاو وار را در ادبیات فالنامه ای چینی زیاد میبینیم و شما اونو عینیت بخشیدید. ادیت عالیه و اینکه همشون به دوربین نگاه میکنن خیلی جالبه.
Posted by: عابر | October 6, 2009 10:38 AM
سلام حمید جان خسته نباسی
عکس خوبی شده و هوشمندانه وبسیار خوب فکر خود را در ادیت پیاده کرده ای و به قول خودت دست مریزاد حمید خان
Posted by: حسین ذبیح نیا | October 6, 2009 10:57 AM
سلام
عکس بسیار زیبایی شده حمید جان
فقط به نظر من زیاد آرام نیستند و اون دو تا گاو آخری هم لاله ولادن شدن و به هم چسبیدن
شاد باشی
Posted by: محمد صادق یارحمیدی | October 6, 2009 11:38 AM
چه قدر اين عكس پر از آرامش است ...
انگار واقعا آدم هستند از جنس ما
خيلي خوب است. ....
Posted by: شيوا خادمي | October 6, 2009 01:19 PM
من با نظر یکی از دوستان موافقم کادر عمودی از نظر ادراکی مفهوم ارامشو نمی رسونه در ضمن این گاو محترم حالت گارد داره انگار الان قراره به عکاس عمله بشه من (این گروه خشن) رو مناسب تر می دونم در کل عکس زیبایی است ممنون
Posted by: مریم راد | October 6, 2009 02:31 PM
خیلی جالب بود
Posted by: خوشمزه... | October 6, 2009 11:00 PM
چه ترفند جالبي و جالبتر اينكه همشون دارن به دوربين نگاه مي كنن !
اين مجموعه عكستو خيلي دوست دارم . كلا يه آرامش خاصي داره .
منم در مورد كادر با نظر دوستان موافقم .
انتخاب اسمت واسه عكسا تك و عاليه .
مرسي
Posted by: نرگس سلطان آباديان | October 7, 2009 12:20 AM
سلام برادر.خستگی نداشته باشی.هم در مورد عنوان هم در مورد ادیت عالیه.ممنون برادر.این صادق هنوز یه جورایی شیتونه تو کامنت گذاشتناش انگاری. عیب نداره بیام مشهد.
Posted by: نصری | October 7, 2009 01:08 AM
جدیدا دست به ادیت هایی می زنی - حمیدووو... - ظاهرا خوزستان بهت ساخته.
Posted by: محمد حدادزاده | October 8, 2009 07:13 AM
سلام.به روزم
Posted by: نصری | October 9, 2009 02:44 PM
عکس جالبی شده حمید جان یاد اون عکس پل عابر پیاده که گرفته بودی افتادم..
Posted by: علی صمیمی | October 9, 2009 07:25 PM
سلام و خشته نباشید!
نظرمو که بگم تکراری میشه.
همه چیزهارو دوستان گفتند.
موفق باشید!!!
Posted by: hosein javan | October 13, 2009 08:26 PM
سلام حمید جان خوشحالم که شاهد دیدن یکی دیگر از آثار زیبای شما بودم .موفق باشید
Posted by: سلیمان گلی | October 29, 2009 08:27 PM
چقدرعکاسی از این حیوان زیبا و آرام را دوست دارم
ممنون
Posted by: افسانه سروقدی | December 17, 2009 11:35 AM
my god! how it happened?
Posted by: کوچه نادری | April 14, 2012 01:21 PM