" جزيره تنهايي "
جزيره آشوراده براي من يك تصوير فراموش ناشدني ماند . بااينكه توقفم اونجا چند دقيقه بيشتر نبود اما خاطره اش با اين تصويرهاي ناب در ذهنم جاودانه ماند .
« " پل " | Main | " love is " »
جزيره آشوراده براي من يك تصوير فراموش ناشدني ماند . بااينكه توقفم اونجا چند دقيقه بيشتر نبود اما خاطره اش با اين تصويرهاي ناب در ذهنم جاودانه ماند .
Comments
اگه آشوراده ما باشه حق با توست خاطرات خوبی در کودکی آنجا داشتیم ضمنا سایتت عالی است قربانت - نظرنوکنده
Posted by: Anonymous | February 29, 2008 02:19 PM
بر آنيم تا در عصر بيگانگي و مهجوري انسان، دستان نيايشگر را فراخوانيم تا با هم و در كنار هم آوازي سر دهيم براي شعله هاي خفته زير خاكستر. سبدها پر كنيم از عطر ياس، پر گشاييم براي پرواز.
ناله هاي پنهاني را بلند بلند بشنويم. جوانه زنيم از خاكمان و همچو پيچك نيلوفر بالا رويم و بشكفيم در سپيده دمان.
ندا سر مي دهيم و مي خوانيم جوانان ايران زمين را از هر مسلك و هر آيين، بياييد تا دست در دستان هم آوازي خوانيم براي دلهايمان تا عروج را نظاره گر باشيم. بياييد تا نفسها را در هم گره زنيم و آتشي بيفروزيم براي گرمي وجودمان. يارب گويان زلالي را به زمين كشانيم و خود را تطهير سازيم.
منتظر حضور گرم شما هستيم.
Posted by: جوان و نيايش | March 17, 2008 11:28 AM
بوی شمال می داد...
جودی هنوز عکاسیش خوب نیست ،اما عکاسی رو خیلی دوست داره
:)
عکسهای عموش رو از همه بیشتر...
Posted by: عطیه | March 21, 2008 08:43 AM
ســلام دوست عزيز
عكسات بي اندازه زيبا هستن . تبريك ميگم
خيلي دوست دارم اينجا رو از نزديك ببينم .
موفق باشي .
Posted by: ســعـــيـــد | March 28, 2008 01:18 PM
دومی عکس بدی نیست.اولی نه
Posted by: انوشه | July 12, 2008 09:30 PM
عطر شمال به مشامم رسید و رطوبتش انگار روی پوستم دست می کشید...
اما یه حس غمی هم به دلم نشوند...
Posted by: شادی مجرد | August 19, 2008 11:59 AM